خرید بک لینک
روزی که برای اولین بار نگاهمان به هم گیر کرد ، درخشش درون چشمانت قلبم را از جا کند ، قلبم به ته سینه ام افتاد ، با یک نفس عمیق سرجایش برگردانم اما این بار تو خندیدی و قلبم مثل بادکنکی که پیش از بسته شدن رها شده باشد در سینه ام به هر سو به پرواز درآمد. باز نفس عمیق کشیدم تا به جای خود برگردد ... برگشت اما یک طور دیگر تپید، یه طوری که تا به حال نمیتپید. صدایش عوض شد.تازه فهمیدم که قبلا با هرتپش میگفت من ... من حالا شروع کرده بود میگفت : تو ... تو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: شنبه 8 بهمن 1401 ساعت: 13:15

بچه كه بودم حلقه ميزدم از اين ورزشيها كه براى كم كردن چربى دور كمر استفاده ميشه اون وقتا من خيلى لاغر بودم و اين قضيه باعث مضحك شدن حركتم ميشد احساسم مثله احساس فك كوچولوهاى دريايى بود كه با دماغشون حادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13

صبح خانوم با صداى زنگ گوشى بيدار ميشه (ميپره) و بى اختيار سريع جواب ميده تا آقا بيدار نشه همونطور خواب و بيدار گوشى رو كنار گوشش نگه ميداره تا ميخواد حرف بزنه يه زن از اون طرف خط شروع ميكنه : - سلام چادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13

سوار اتوبوس كه شد تقريبا همه صندلى ها پر بود يكى دو نفر هم براى همراهشان جا نگه داشته بودند يكى يكى صندلى هاى خالى را چك ميكرد تا جايى براى نشستن پيدا كندپيرمرد از پنجره به نقطه ى نامعلومى خيره شده بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13


انسان هر لحظه نمودار نمودارى جديد است
گاهى سينوسى
گاهى نمايى
سهمى
لر
لگاريتمى
مجانب دار
قشنگى زندگى تغيير مدام جهت تقعر و گذرا بودنهاست هيچ نمودارى روى يك عدد توقف نميكند

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13


دوستي پرسيد غم انكيزترين جمله چيه
در اون لحظه جمله اي غمناك تو ذهنم نيومد
جملات به خودي خود غمناك نيستند شرايط و موقعيت ها غم رو دامن ميزنن
مرسي !
وقتي به يه بچه فال فروش ميﮕيي
خدا بهت صبر بده !
وقتي به عزيز از دست داده ميكي
خداحافظ!
وقتي به كسي ميكي كه اميدي به ديدار دوباره اش نداري

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13


مادرم گفت كه عاشق نشوي گفتم چشم
چشم هاي تو مرا بي خبر از چشمم كرد

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13

بعضى حال ها رو نميشه درك كردمثل حال كسى كه حس ميكنه اونى كه دوستش داره الان در امنيت نيست منتظر و بى خبره ازشبهش ميگن دلشوره حال كسى كه سالها منتظر مونده منتظر يه خبر يه نامه يه سلام كه آخر يه جعبه حاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13


اى بس كه نباشيم و جهان خواهد بود
نى نام ز ما و نه نشان خواهد بود
زين پيش نبوديم و نبد هيچ خلل
زين پس چو نباشيم همان خواهد بود

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13

I tu it off

A piece of cake

Maybe harder

Anyway

Don care anymore

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: سه شنبه 16 بهمن 1397 ساعت: 6:13

16-16 

&

17-17

So 

Missed 

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:21

بی گدار به آب نزن

کاری که من دوبار تو این هفته انجام دادم و چچچچچچچقدرررر بعدش پشیمون شدم

بعضی حرفا رو نباید زد اصلا باید پیچوند فقط و

چه اشتباه فتیری ... ! خدا خودت جبرانش کن

و به عقب نباید برگشت ...

همیشه روی حال خوب یا بدت کنترل داشته باش . آدما قدرت ذهن خوانی ندارن که بفهمن منظورت هیچی نبوده به چیزی که دوس دارن فک میکنن و سو تفاهم ایجاد میشه

و چه سخته خویشتن داری که حرف کدورت آمیزی رد و بدل نشه ... حداقل به حرمت همه ارزشمند بودن های فراموش شده

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:21

of my best dialogues 

But Now We Are not in a party 

Let's kiss

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:21

My GMa and u 

Walking to some special places 

Ur mom was died 

Talk and bla bla bla 

Feel so sorry 

 

I hope your mother is fine and will pray for her

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:21

بد کاری کردم  همون موقع آدم فکر نمیکنه ممکنه چقد بعدش ناراحت بشه  خب خوب بود اگه اونم بود بهتر میشد و من چقد بی معرفتم  بعد از این همه وقت  ای کاش اصن مسکوت میموند ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نگار حکیمی تاريخ: يکشنبه 26 آذر 1396 ساعت: 0:21

صفحه بندی